گل آقا رو یادتونه؟ یادش به خیر

سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۶۹ شماره ۵ شماره مسلسل ۵
"ایران و كومور روابط سیاسی برقرار كردند"




سه شنبه ۸ آبان ۱۳۶۹ شماره ۲ شماره مسلسل ۲
"روابط تجاری و اقتصادی ایران با کشورهای جهان سوم گسترش می یابد."




سه شنبه ۶ آذر ۱۳۶۹ شماره ۶ شماره مسلسل ۶
"با بن‌شماره 89 كارمندی هفت دفترچه صدبرگی به كارمندان داده می‌شود."




سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۷۰/شماره ۸/شماره/مسلسل ۲۹
"رادیو ایران وارد 50 سالگی شد." "بیشتر برنامه های رادیو از اشعار مولانا و حافظ سعدی پر می شود."




سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۷۰/شماره ۱۲/شماره/مسلسل ۳۳
"وزیر خارجه فرانسه در مذاکرات رسمی تهران توسط دکتر ولایتی مجانی معاینه شد."- کیهان




سه شنبه ۴ تیر ۱۳۷۰/شماره ۱۱/شماره/مسلسل ۳۲
"در موسم حج بسیاری از مقامات دولتی عازم مکه می شوند."




سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۷۰/شماره ۱۰/شماره مسلسل ۳۱
"برنامه ریزی کلیدی است که به هر قفلی می خورد."-کیهان




سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۷۰/شماره ۱۴پشماره/مسلسل ۳۵
"دکتر حبیبی، معاون اول رئیس جمهوری، به ریاست فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی برگزیده شد."




سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۷۰/شماره ۱۵/شماره مسلسل ۳۶
"بارنشستگان دولت احتیاج به محبت و احترام دارند."- کیهان




سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۷۰/شماره ۲/شماره مسلسل ۲۳
"همزمان باآغاز سال 70 نرخ بلیت پروازهای خارجی هواپیما چند برابر شد و نرخ سایر اجناس ضرورری به همین علت بالا رفته!"- جراید




سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۷۰/شماره ۳/شماره مسلسل ۲۴
"ایران برای بازسازی خرابه های کویت ابراز آمادگی کرد."-جراید




چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۷۱/شماره ۳۱/شماره مسلسل ۹۸
"بنگلادش خواستار توسعه روابط با ایران شد."-اطلاعات




چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۷۱/شماره ۳۴/شماره مسلسل ۱۰۱
"وزارت ارشاد اعلام کرد:بر اساس برنامه پنج ساله اول به منظور دسترسی به ارز باید900000 جهانگرد وارد ایران شود." - اطلاعات




چهارشنبه ۲۱ خرداد ۱۳۷۱/شماره ۱۱/شماره مسلسل ۷۸
"بدون شرح!"


 



چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۷۱/شماره ۱۵/شماره مسلسل ۸۲
"بدون شرح"




چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۷۱/شماره ۵/شماره مسلسل ۷۲
"دبیر شورای سیاست‌گزاری صدا و سیما اعلام كرد: موسیقی رادیو و تلویزیون از نوع حلال است."- كیهان




شنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۷۱/شماره ۷/شماره مسلسل ۷۴
"اهداف سیاست پول جدید دولت بر مبنای جذب نقدینگی مازاد بر نیاز جامعه صورت می‌گیرد."- رسالت




چهارشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۷۲/شماره ۴۸/شماره مسلسل ۱۶۳
"محمد هاشمی قائم مقام وزارت امور خارجه شد."- جراید




پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۷۲/شماره ۴۶/شماره مسلسل ۱۶۱
"رئیس مجلس گفت:‌پول نفت محدود است، ‌تعدادی از طرحها را باید از دستور كار حذف كنیم." - جراید




پنجشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۷۲/شماره ۱۹/شماره مسلسل ۱۳۴
"ناطق نوری گفت: مردم ما را سرکار آورده اند ما رئیس آنها نیستم."




پنجشنبه ۶ آبان ۱۳۷۲/شماره ۳۰/شماره مسلسل ۱۴۵
"ایران برای محو بیسوادی در کشورهای جهان سوم اعلام آمادگی کرد."- جراید




پنجشنبه ۲۰ آبان ۱۳۷۲/شماره ۳۲شماره مسلسل ۱۴۷
"وزیر اقتصاد قول داد که سریعا در مورد بازپرداخت دیون خارجی اقدام نماید."- تهران تایمز




پنجشنبه ۲۷ آبان ۱۳۷۲/شماره ۳۳/شماره مسلسل ۱۴۸
"ایران 3 میلیارد دلار از بدهیهای عقب افتاده خود را پرداخت کرد."- جراید






پنجشنبه ۴ آذر ۱۳۷۲/شماره ۳۴/شماره مسلسل ۱۴۹
"وزیر صنایع گفت: ما هنوز در زمینه مداد و جوهر عقب ماندگیهای اساسی داریم."- جراید



پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۷۲/شماره ۳۶/شماره مسلسل ۱۵۱
"بدون شرح"






پنجشنبه ۲۵ آذر ۱۳۷۲/شماره ۳۷/شماره مسلسل ۱۵۲
"در چند ساله اخیر ایران چندین میلیارد دلار بدهی خارجی پیدا كرده است."- جراید


 

فروپاشی ائتلاف "ولایتی - قالیباف - حداد" ؟

خبرنگار سیاسی «انتخاب» کسب اطلاع کرد که ائتلاف "ولایتی - قالیباف - حداد" برای انتخابات ریاست جمهور 92 ، در آستانه فروپاشی قرار گرفته است.

بنابراین گزارش، شنیده شده این ائتلاف که با نام 2+1 مشهور شده ، به دلیل انصراف یکی از کاندیداها و از طرف دیگر، ناخرسندی یکی دیگر از کاندیداها از «رسانه ای شدن این ائتلاف» به احتمال قوی منحل خواهد شد.

از یک سو، علی اکبر ولایتی اعلام کرده که در انتخابات 92 کاندیدا نخواهد شد ، مگر آنکه اتفاق خاصی بیافتد.

از طرف دیگر نیز، قالیباف به شدت به خاطر رسانه ای شدن خبر ائتلاف و تایید تشکیل آن توسط حدادعادل، ناخرسند شده و گفته که ترجیح می دهد این ائتلاف از بین برود.

همچنین گروه های حامی دولت نیز طی روزهای گذشته انتقادات زیادی را به تشکیل بدون مشورت این ائتلاف، ابراز داشته اند.

در این میان، تنها حدادعادل با حضور در سخنرانی های متعدد ، از تشکیل این ائتلاف به نفع خود استفاده کرد و حتی شنیده شد در با سفر به قم و دیدار با برخی علما ، از قطعی شدن کاندیداتوری اش و انصراف قالیباف و ولایتی به نفع خود سخن گفت.

خبرنگار «انتخاب» می افزاید: البته از بین رفتن این ائتلاف به معنای آن نیست که این سه کاندیدای احتمالی ، طی ماههای آتی با یکدیگر تماس نخواهند داشت ، بلکه چنین به نظر می رسد که از این پس، این سه نفر ملزم به توافق جلسه نخست نخواهند بود.

از سوی دیگر، شنیده شده با قطعیت کاندیداتوری مصطفی پورمحمدی و محسن رضایی و برخی چهره های دیگر، احتمال تشکیل شورایی از دل جبهه اصولگرایان برای انتخاب یک نفر از میان انبوه اصولگرایان مدعی «ریاست جمهوری» جدی تر شده است.

احمدی نژاد: اقتصاد کشور دست 3000 نفر است

محمود احمدی نژاد ، رئيس جمهوری ايران بار ديگر از" تعدد" مراکز تصميم گيری در اقتصاد انتقاد کرد و افزود اقتصاد کشور  نبايد در دست ۳۰۰۰ نفر باشد.

به گزارش سرویس سیاسی «انتخاب» ؛ احمدی نژاد که در افتتاح چند طرح عمرانی در کرمانشاه سخن می گفت، افزود : « بعضی ها مانع تراشی نکنند و اجازه بدهند مردم در همه زمينه ها مشارکت کنند که انحصار طلبی به فساد منجر می شود.»

این در حالی است که وی پیشتر در مراسمی با بيان اين‌كه 300 نفر در كشور 60 درصد پول‌هاي كشور را در جيب خود گذاشته و پس نمي‌دهند، خاطرنشان كرده بود:« متاسفانه در كشور عده‌اي هم پيدا شده‌اند كه فقط به فكر خود هستند و از اين افراد دفاع مي‌كنند. 300 تن در كشور 60درصد دارايي‌ها را بلوكه كرده‌اند و پس نمي‌دهند.

پيش از اين نيز رئيس جمهوری ايران از تصميم گيری های اقتصادی  خارج از دولت انتقاد کرده و خواستار مديريت اقتصادی از يک نقطه شده بود.

کرباسچی: احمدي‌نژاد مشكل مشترك اصلاح‌طلبان و اصولگرايان است/ اصلاح طلبان بايد از اصلاح مملكت توبه كن

غلامحسین کرباسچی شهردار سابق تهران گفت: احمدي‌نژاد و مدل مملكت‌داري ايشان مشكل مشترك اصلاح‌طلبان و اصولگرايان است.

به گزارش سرویس سیاسی «انتخاب» ؛ وی با انتقاد از آنهایی که «خواستار توبه اصلاح طلبان» هستند، گفت: معناي اينكه اصلاح‌طلب‌ها بيايند توبه كنند چيست؟ آیا اصلاح طلبان بايد از اصلاح مملكت كه خواسته همه است توبه كنند؟

کرباسچی با اشاره به اظهارات اخیر علم الهدی در رد فتنه گر بودن میرحسین موسوی و کروبی گفت:  اين دوستان هم هر كدام به فراخور حال مزاجي كه آن روز از خواب بيدار مي‌شوند و بر اساس اطلاعات پراكنده و غلط هر چند وقت يك‌بار حرفي مي‌زنند.

وی که یکی از خصوصیات هایش «تکیه بر صندلی شهرداری بدون وسوسه های ریاست جمهوری» است، با اشاره تلویحی به دولت احمدی نژاد می گوید: اگر كسي يا كساني به كشور خيانت كرده اند و كشور را به پرتگاه‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اخلاقي كشانده‌اند كساني كه فقط يك قلم عامل فساد سه هزار ميلياردي و آن همه ضرر به بيت‌المال و پول‌هاي بانك و اعتماد مردم زدند و آن همه ضربه وارد كرده‌اند بايد بيايند توبه كنند.

این فعال سیاسی با انتقاد از مدل مدیریت دولت می گوید: [این افراد] در بهترين حالت دل‌شان مي‌خواهد تمام امكانات دولت زير همان تشك سنتي باشد و به صورت قبل از ميلاد مسيح كشور را اداره كنند.

متن کامل مصاحبه اعتماد با کرباسچی در پی می آید:

آقاي كرباسچي در هفته اخير شاهد تغيير مواضع برخي اصولگرايان نسبت به اصلاح‌طلبان هستيم به طوري كه آنها از تهمت‌هاي تند و تيزي كه به سران اصلاح‌طلب و معترض وارد مي‌كردند كوتاه آمده‌اند و ديگر اسامي معترضين را بدون پسوند و پيشوند به كار مي‌برند به نظر شما ارتباط معناداري ميان اين تغيير مواضع وجود دارد؟
خود اين افراد بيش از هر كسي مي‌توانند توضيح دهند كه حرف‌ها و موضعگيري‌هايشان مبتني بر چيست. آيا از سر دلسوزي براي نظام و انقلاب و كشور و مردم است يا براساس كينه و تحليل‌هاي غلط و اطلاعات ناقصي كه افراد تندرو به آنها منتقل مي‌كنند. اما به نظر من آنچه كه از جمع‌بندي حرف‌هاي متفرقه اين دوستان در بازه زماني طولاني حاصل مي‌شود اين است كه آنها خط مشي مشخص و يكنواخت و ثابتي ندارند و به فراخور زمان و احساسات و آخرين القائاتي كه به آنها مي‌شود و يا براساس عكس‌العمل‌هايي در هر مورد نسبت به اظهارات‌شان نشان داده مي‌شود حرفي مي‌زنند.

برخي از اين تغيير موضع‌ها آنقدر واضح و عجيب است (مثل مورد آقاي علم‌الهدي) كه باور كردن بي‌برنامه بودن آن سخت است؟

اتفاقا همين مساله مويد حرف من است. از نظر من هيچ سياست واحدي پشت اين حرف‌ها وجود ندارد. اين دوستان هم هر كدام به فراخور حال مزاجي كه آن روز از خواب بيدار مي‌شوند و بر اساس اطلاعات پراكنده و غلط هر چند وقت يك‌بار حرفي مي‌زنند. به هر حال اصولي كه انقلاب بر مبناي آن بنا شده است اين نيست كه ما به اين شيوه افراد را خط كشي و طرد كنيم و به راحتي حكم بدهيم كه عده‌يي حق شركت در انتخابات را دارند يا ندارند. اگر مملكت قانون و حساب كتاب دارد و با يك مكانيسم ضابطه‌دار اداره مي‌شود نه بايد در نماز جمعه حكم به محكوميت كسي بدهند و نه در سرمقاله روزنامه كيهان و جاهاي ديگر. اين حرف‌ها براي تحريك احساسات است نه بر اساس قانون و احكام. اگر روزي دادگاهي تشكيل و در آن دادگاه مستنداتي ارائه و بررسي شد و براساس مستندات محكمه‌پسندي كه سلسله مراتب قضايي را طي كرده فردي محكوم شد كه در انتخابات شركت نكند آن وقت محقند اين مساله را در رسانه‌ها اعلام كنند و همه هم موضعي يكسان مي‌گيرند اما اين حرف‌هاي پراكنده از لحاظ قانوني ارزشي ندارد. تنها كاركردش اين است كه يك عده افراد احساسي را از اين طرف يا آن طرف تحريك كند بنابراين اين حرف‌ها را نبايد جدي گرفت.

فضاي سياسي كشور ما در حال حاضر چقدر با آن شرايط قانونمند فاصله دارد؟

ما علي‌القاعده بايد شاهد طي شدن يك روند قانوني باشيم ولي اينجا و آنجا مي‌بينيم به جاي روال‌هاي ضابطه‌مند و به جاي دادگاه، كساني در مداحي و سخنراني و گاه نماز جمعه‌ها و سرمقاله‌ روزنامه هاي خاص افراد را محاكمه و محكوم مي‌كنند.

اين افراد با اين ويژگي‌هاي احساسي كه برشمرديد در عرصه سياست ما چقدر قدرت و نفوذ براي تاثيرگذاري دارند؟

بايد ببينيم قدرت را چه معنا مي‌كنيم؛ اگر منظورتان قدرت اجرايي است كه ظاهرا قواعدي بر سيستم اداري حاكم است كه اين حرف‌ها بر آن نبايد تاثيري داشته باشد ولي قدرت نفوذ برخي مقامات است كه به هر حال ممكن است اين حرف‌ها بر افرادي كه در رده‌هاي تصميم‌گيري هستند اثر بگذارد.

درك سياسي شما از مفهوم «توبه» كه خيلي وقت است شرط ورود اصلاح‌طلب‌ها به انتخابات عنوان شده چيست؟

معناي اينكه اصلاح‌طلب‌ها بيايند توبه كنند چيست؟ منظور اين است كه بايد از اصلاح مملكت كه خواسته همه است توبه كنند؟ و به جاي اصلاح، افسادطلب شوند؟ به اين معنا توبه اصلاح‌طلبان خواست كسي نيست. اما اين مفهوم براي كسي كه در جايي جرمي مرتكب شده كاربرد دارد؛ مثلا اگر كسي يا كساني به كشور خيانت كرده اند و كشور را به پرتگاه‌هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اخلاقي كشانده‌اند كساني كه فقط يك قلم عامل فساد سه هزار ميلياردي و آن همه ضرر به بيت‌المال و پول‌هاي بانك و اعتماد مردم زدند و آن همه ضربه وارد كرده‌اند بايد بيايند توبه كنند. ولي اينكه كسي كه مي‌خواهد مملكت را اصلاح كند توبه كند يعني بايد شروع به فاسد كردن مملكت كند كه معقول نيست در نتيجه من دركي از اين اصلاح‌طلبان ندارم.

از بي‌برنامگي و نبودن استراتژي واحد ميان اصولگرايان سخن گفتيد؛ چقدر اين ويژگي را در اردوگاه اصلاح‌طلبان هم مي‌بينيد مثلا آيا الان در آستانه انتخابات همه آنها با يك استراتژي مشخص موضع‌گيري مي‌كنند؟

اصلاح‌طلب‌ها كه الان در مصدر مسائل اجرايي و تصميم‌گيري نيستند، گروه‌هاي سياسي كه تحت عنوان اصلاح‌طلب رده‌بندي مي‌شوند سلايق و علايق متعددي دارند و با شرايط فعلي هم طبيعي است كه هنوز تحت يك جبهه واحد متحد نشده‌اند. آنها هم به لحاظ پراكندگي مثل اصولگراها هستند اما از آنجا كه اصولگراها خود را در جايگاه قدرت و اعمال حاكميت مي‌دانند حرف‌هاي پراكنده‌شان به اين معناست كه در عرصه تصميم‌گيري هم وضع همين‌طور است. اصلاح‌طلب‌ها در شرايط فعلي فقط تحليل سياسي دارند. تحليل هم مي‌تواند گوناگون باشد ولي كسي كه در جايگاه قدرت و اعمال حاكميت است بايد روشمند و منظم باشد؛ حرف‌هاي پراكنده از جانب اين افراد پذيرفتني نيست.

نكته‌يي كه در ظاهر خيلي بديهي به نظر مي‌رسد اين است كه نظام چه در عرصه بين‌المللي و چه براي اداره امور داخلي به اصلاح‌طلب‌ها نيازمند است و طرد آنها به صلاح منافع ملي نيست اما طرف مقابل دركي از اين مساله ندارد، دليل آن به نظر شما چيست؟

اگر احتياج به اين معنا باشد كه اگر اصلاح‌طلب‌ها نباشند امشب برق‌ها قطع مي‌شود و نفت صادر نمي‌شود خير. يعني درفقدان آنها گذران امور روزمره و اجرايي دچار اخلال نمي‌شود، اما اگر كساني در يك سيستمي نباشند كه مشكلات و گرفتاري‌ها ناشي از غفلت‌ها يا تنگناها را درمسائل اجرايي، حاكميتي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي داخلي و خارجي گوشزد كنند آن نظام اصلاح نمي‌شود و نظامي كه اصلاح نشود روزبه‌روز بيشتر رو به فساد و تباهي مي‌رود؛ هر نظامي براي باقي ماندن نياز به منتقد دارد نياز به كساني كه وضعيت را بهتر از آنچه هست بخواهند. هيچ نظامي بدون وجود يك دوگانگي ميان كساني كه خواهان حفظ وضع موجود يا تغيير آن هستند نمي‌تواند دوام پيدا كند. حالا اينكه كسي كينه‌يي نسبت به اصلاح‌طلب‌ها داشته باشد چون در يك حادثه‌يي يك جايي از كساني ضربه خورده كه فكر مي‌كند آنها اصلاح‌طلب بوده‌اند بحث جدايي است.

از كينه‌ورزي نام برديد، چرا در بين اينها تا اين حد روابط شخصي و كينه‌هاي شخصي مي‌تواند بر منافع ملي غلبه كند؟

بخشي از اين ويژگي در همه جاي دنيا هست. تقريبا در همه جا براي آدم ‌ها سخت است كه فراتر از حب و بغض‌هايشان تصميم بگيرند. ولي در كشورهاي توسعه‌نيافته يا كمتر توسعه‌يافته اين ويژگي پررنگ‌تر است. براي اينكه نظامي داراي روش‌هاي مستحكم قانوني و سيستم‌هاي توانمندي شود تا مانع شخصي كردن سياست شود 30 سال عمر زيادي نيست. مخصوصا با آن سابقه‌يي كه ما در حاكميت فردي و نهادينه شدن خصلت‌هاي حاكم و محكوم داشته‌ايم. زمان اين مسائل را حل خواهد كرد اما تا آن وقت افرادي كه سياست را شخصي مي‌كنند هم به خودشان ضربه مي‌زنند و هم به كشور و منافع ملي.

الان اصولگراها مشكل بزرگ‌تري از اصلاح‌طلبان دارند و آن پديده‌يي است به اسم محمود احمدي‌نژاد. اتفاقات چند روز اخير و صف‌آرايي جدي اين دو را مقابل هم چگونه تفسير مي‌كنيد. آيا صرفا به دليل نزديك شدن به انتخابات است يا اينكه اصولگراها به اين باور رسيده‌اند كه قرار نيست اين دولت تمام شود؟

من نمي‌دانم ايشان مي‌خواهد برود يا نه. اما آقاي احمدي‌نژاد و مدل مملكت‌داري ايشان مشكل مشترك اصلاح‌طلبان و اصولگرايان است. هيچ كدام از اين دو گروه در سابقه تاريخي خودشان قبل از سال 84 به دنبال بي‌برنامه كردن كشور و هرج و مرج اقتصادي، سياسي و فرهنگي در كشور نبوده‌اند. اين سيستمي كه در اين چند سال اخير با برنامه‌ريزي و حساب و كتاب داشتن و قانون و مصوبات مجلس ناسازگار بوده مشكل هر دو گروه است. ممكن است اصلاح‌طلب‌ها زودتر فهميده باشند و نسبت به آن هشدار داده باشند و حالا برخي از اصولگرايان فهميده باشند. وضعيت فعلي مشكل همه دلسوزان مملكت است؛ عده‌يي آمده‌اند كه با برنامه مخالفند، با بودجه مخالفند، با قانون مخالفند و در بهترين حالت دل‌شان مي‌خواهد تمام امكانات دولت زير همان تشك سنتي باشد و به صورت قبل از ميلاد مسيح كشور را اداره كنند.

پيش‌بيني شما از انتخابات آينده چيست؟ غلبه با قانونگراهاست يا قانون‌ستيزها؟

برداشت من اين است كه خواست و درك عمومي مردم ما در طول اين مدت درست بوده، اگر كساني دلسوز باشند و جلوي اعمال نظر در انتخابات و مقدمات و موخرات آن را بگيرند ديدگاه عمومي مردم در جهت اصلاح مملكت است نه در جهت تخريب و هرج و مرج... اگر ما يك روند طبيعي را طي كنيم مسائل سياسي رو به بهبود خواهد رفت.

"لوفت‌هانزا" دو هواپیمای مهم را به تایلند فروخت، اما سر از "ایران" در آورد

شرکت هواپیمایی آلمانی لوفت‌هانزا چندی پیش دو فروند هواپیمای A340 خود را به تایلند فروخت، اما این هواپیماها از راه‌های غیرمستقیم در اختیار "ماهان ایر" ایران قرار گرفته‌اند.

به گزارش سرویس بین الملل «انتخاب» به نقل از «آئروتلگراف» ؛ این دو هواپیما برای مدت زیادی در تایلند نماندند و خود تایلند هم آنها را به کار نگرفت. در روزهای ۲۲ و ۲۵ دسامبر این دو هواپیما به قرقیزستان فرستاده شدند.

منابع مختلف در این مورد که کدام شرکت هواپیمایی در قرقیزستان این هواپیماها را تحویل گرفته اطلاعات متفاوت می‌دهند. برخی از "ماناس ایر ویز" و برخی دیگر از "کیرگیز ترانس آویا" نام برده‌اند. به نوشته این نشریه اینترنتی، آثار و اطلاعات چندانی از این دو خطوط هواپیمایی قرقیزستانی در اینترنت وجود ندارد. "آئروتلگراف" می‌نویسد که دو هواپیمای فرود آمده در قرقیزستان در این کشور با دو علامت EX-34001 و EX-34002 ثبت شدند.

به نوشته "آئروتلگراف" که به سایت اینترنتی Fachportal CH Aviation استناد می‌کند، این دو هواپیما سپس در روزهای ۲۲ و ۲۶ دسامبر وارد فرودگاه امام خمینی تهران می‌شوند تا در اختیار "ماهان ایر" قرار گیرند. طبق اطلاعات این نشریه، ماهان ایر دارای ۲۹ هواپیماست و تاکنون هواپیمای مدل A340 نداشته است.

از نظر نویسنده مقاله، مورد فرود آمدن نهایی دو هواپیمای لوفت‌هانزا در تهران نشانگر آن است که شرکت‌های هواپیمایی در ایران می‌توانند تحریم‌ها را دور بزنند و به کمک کشورهای دیگر، در اینجا تایلند و قرقیزستان، به هواپیماهای جدید دست پیدا کنند.

"آئروتلگراف" قول محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس‌جمهور ایران را با استناد به خبرگزاری ایرنا نقل می‌کند که در ۴ دسامبر (۱۴ آذر) به هنگام دیدار با نمایندگان اقتصادی کشورهای چین، قزاقستان، قرقیزستان، روسیه، تاجیکستان و ازبکستان در چارچوب نشست سازمان همکاری‌های شانگهای در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، گفته بود: «ایران تحریم‌ها را به فرصت تبدیل می‌کند.»

برای نویسنده "آئروتلگراف" موردی که از آن گزارش می‌دهد یادآور فروش هواپیمای ایرباس A310 با نام "تئودور هویس" است که برای دو دهه مخصوص مسافرتهای صدراعظم‌ها، رؤسای جمهور و وزیران آلمان بود.این هواپیما که در سال ۲۰۱۰ توسط شرکتی در جبل‌الطارق خریداری شده بود، سپس به اوکراین فروخته شد و در نهایت سر از شرکت هواپیمایی "ماهان ایر" ایران درآورد.

در مورد  دو هواپیمای نوع A340 لوفت‌هانزا

یورگن وبر، مدیر کنسرن لوفت‌هانزا، در فوریه ۱۹۹۳ در مورد هواپیماهای A340 گفته بود که این مدل بخاطر کارآیی، برد و اندازه‌ای که دارد می‌تواند سود زیادی را در بازار حاصل کند. او در آن سال نخستین نمونه این مدل را در شهر تولوز در فرانسه تحویل گرفت. تولوز بخاطر صنایع هواپیماسازی خود شهرت دارد.

طبق تحقیقی که نویسنده مقاله کرده، کنسرن لوفت‌هانزا در مجموع ۱۵ هواپیمای دورپیما، ۷ نوع کوتاه‌تر A340-200 و ۸ نوع بلندتر A340-300 را در سال ۱۹۹۳سفارش داد که بتدریج و طی چند ماه تحویل داده شدند. در ۷ دسامبر ۱۹۹۳ هواپیمایی با شماره ۲۰ در فرانکفورت فرود آمد. این هواپیما با علامت D-AIGA و نام "اولدنبورگ" ثبت شد و به سراسر دنیا پرواز کرد. یک سال بعد از آن هواپیمای A340 با شماره ۵۶ وارد آلمان شد که علامت D-AIGK و نام "بایروت" گرفت.

اما به گفته "آئروتلگراف"، برای لوفت‌هانزا دیگر دوره استفاده از این هواپیماها سپری شده است. این کنسرن مدتی پیش اعلام کرد که قصد فروش "اولدنبورگ" و "بایروت" را دارد. شرکت هواپیمایی تایلندی "چابا" در ماه سپتامبر D-AIGK و در ماه نوامبر D-AIGA را خرید.

قاضی تعلیق شده کهریزک معاون مرتضوی شد + تکذیبیه حیدری فر

درحالی که حضور سعید مرتضوی در راس سازمان تامین اجتماعی، موجی از نارضایتی را به وجود آورد و حتی وزیر را تا مرز استیضاح کشاند ، اما ظاهراً قصد دولت برای ایجاد تنش در کشور پایانی ندارد و این بار نوبت به قاضی تعلیق شده «کهریزک» رسیده تا صاحب پست و مقام دولتی شود.

به گزارش سرویس سیاسی انتخاب، علی‌اکبر حیدری‌فر با حکم سعید مرتضوی به عنوان معاون حقوقی شرکت سرمایه گذاری صبا تأمین یکی از شرکت‌های وابسته به سازمان تأمین اجتماعی انتخاب شده است.

حیدری فرد معاون دادستان سابق تهران به دلیل اتفاقات بازداشتگاه کهریزک تعلبق شده بود.

مشخص نیست دلیل اقدامات جنجالی و مشکوک دولت که هر روز وسعت بیشتری پیدا می کند چیست.

تکذیبیه

علی‌اکبر حیدری‌فر خبر انتصاب خود در سازمان تأمین اجتماعی و همچنین سمتش در جایگاه قاضی کهریزک را تکذیب کرد.
 
علی‌اکبر حیدری‌فر اعلام کرد در پی انتشار خبر انتصاب بنده در سازمان تأمین اجتماعی به عنوان یکی از معاونان شرکت‌های زیرمجموعه این سازمان، به اطلاع می‌رسانم بنده هیچگونه مسئولیتی در سازمان تأمین اجتماعی ندارم و همچنین پیش از این نیز در دادسرای عمومی انقلاب تهران معاون آقای مرتضوی نبودم و هیچگاه در سمت قاضی کهریزک فعالیتی نداشته‌ام.

در مورد قاضی تعلیق شده

معاون دادستان سابق تهران که احکام اعزام افراد بازداشت شده به کهریزک را امضا کرده بود  ، در مرداد ماه سال 89 از مقامش تعلیق شد.

به نوشته فارس ؛ سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران، حسن دهنوی، معاون امنیت وقت دادستان تهران و علی اکبر حیدری‌فر، دادیار و معاون آقای مرتضوی، سه قاضی متهم در این پرونده بودند. آنها در این پرونده به «معاونت در قتل عمد» متهم شده‌اند.

او پیش از این چند بار به خاطر همین اتفاقات، بازداشت شده بود.

صالح نیکبخت اما روز گذشته از اعلام تعیین زمان رسیدگی به پرونده کهریزک خبرداد و گفت: پرونده بازداشتگاه کهریزک پس از صدور قرار مجرمیت در بعضی از موارد اتهامی و کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد و رییس شعبه مذکور، هشتم اسفند سال جاری را برای رسیدگی به آن تعیین وقت کرده است.

روز 18 تیر سال 1388 شماری از بازداشت شدگان اعتراضات خیابانی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم، به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند که چهار نفر از این افراد جان خود را در بازداشتگاه کهریزک از دست دادند.

به گزارش انتخاب، محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر به همراه یک نفر دیگر، کشته شدگان این بازداشتگاه هستند.

با ورود مرتضوی به عنوان مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی اکثر مدیران ارشد شرکت سرمایه گذاری تأمین اجتماعی تغییر کرده‌اند.

آیت الله هاشمی: شانس بقای حکومت سوریه بسیار اندک است

ابراهیم بحرالعلوم در همان نخستین روز حضورش در ایران، با تمجید از عملکرد اقتصادی هاشمی در دوران پس از جنگ در ایران، علاقه‌مندی‌اش به آیت‌الله را نشان داد. در اواخر همان روز هم به میزبانانش اعلام کرد دوست دارد پیش از ترک ایران دیداری با او داشته باشد.

به گزارش سرویس سیاسی «انتخاب» ؛ در آخرین ساعات حضور بحرالعلوم در تهران این دیدار میسر شد تا مشاور پارلمان و وزیر سابق نفت عراق به هاشمی بگوید عراق به همچون اویی نیاز دارد تا دوران سازندگی را پشت سر بگذارد.

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نیز در این دیدار با پرسش از اوضاع سیاسی و اقتصادی عراق، خواستار نقش‌آفرینی بیشتر ایران در عراق و تعامل افزون‌تر دو کشور برای دستیابی به امنیت شد. هاشمی همچنین به مقامات عراقی توصیه کرد تا در کنار توسعه زیربناهای اقتصادی و پروژه‌های عظیم نفتی به رفاه مردم و اشتغال نیروهای بومی نیز توجه داشته باشند.

بخشی از متن این مذاکرات فرستاده دولت عراق با هاشمی رفسنجانی را به نقل از تجارت فردا بخوانید:

بحرالعلوم: در دو روز قبل دیدارهای مختلفی با آقای آل‌اسحاق و برخی از تاجران ایرانی و مالکان بخش‌های خصوصی متخصص در صنایع پتروشیمی و نفت در ایران مثل آقای دکتر حسینی داشتم که نشست‌های مفید و ارزشمندی بود. ایشان اینجانب را از مشکلاتی که در حیطه شغلی خود با آن روبه‌رو هستند، مطلع کرده و من آمادگی کامل خود را جهت همکاری با آنان برای رفع این مشکلات بیان داشتم.


من در خصوص نقش بخش خصوصی در توسعه اقتصادی ایران، تاکید کردم که مهم‌ترین عامل پیشرفت بخش خصوصی در ایران زحمات جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی بوده است که با تایید آنان روبه‌رو شد. و این خود روزنه امیدی به آینده این بخش از اقتصاد ایران است.

بدون تعارف به شما بگویم که ما در برخی از نشست‌های سیاسی و اقتصادی در عراق همواره از آقای رفسنجانی یاد کرده و می‌گوییم ما به شخصی همچون ایشان برای توسعه و سازندگی عراق نیازمندیم.

هاشمی: مساله سوریه هم یکی از نگرانی‌هایی است که من خودم شخصاً دارم. آینده سوریه بر عراق چه تاثیری خواهد داشت. تا این حکومت‌های علوی در آنجا بود زمینه مساعدتر بود. ظاهراً هم شانس بقای بسیار کمی هست. من نمی‌دانم شما اوضاع را چگونه می‌بینید.


بالاخره بعد از کشته‌شدن این همه آدم، آواره‌ها و تخریب‌ها اوضاع هم سخت شده است. همین امروز خبر بسیار تلخی در دنیا منتشر شد که در یکی از شهرک‌های اطراف حماء به صف نانوایی حمله کردند و حدود 90 نفر از افرادی که آمده بودند نان بخرند چه زن و چه کودک کشته شده‌اند. این چیزها کار را مشکل می‌کند هم در دنیا و هم در داخل سوریه. به هر حال سوری ها هم انسان‌های سختی هستند و به‌سادگی نمی‌گذرند. به خصوص این که الان گروه‌های مسلح زیادی در سوریه هستند که تحت هیچ فرمانی نیستند. انسان نگران می‌شود که اگر مساله سوریه تمام شود اینها به سمت عراق بیایند. اینها شیعه نیستند. سلفی‌ها هستند و غیرسلفی‌هایشان هم انسان‌های تند و تیزی هستند که مسائل نظامی را بر سیاسی مقدم می‌دانند. سلاح‌های سوریه اگر دست این‌گونه آدم‌ها بیفتد خطرناک است چون هم سلاح شیمیایی دارند و هم سلاح‌های دیگر. سوءاستفاده اسرائیل مساله دیگری است که به همه ما برمی‌گردد.

من می‌دانم الان وضع عراق به گونه‌ای نیست که شما بتوانید کاری بکنید؛ حالا غیردولتی چرا. اگر شخصیت‌های عراق وارد میدان شوند و با معارضین مذاکره کنند بخش خصوصی است. یک راه‌حلی پیدا کنید. برای آینده بسیار مهم است. سوریه نباید طوری باشد که راه شما و ما بسته باشد. ما باید سوریه را داشته باشیم. از لبنان تا اینجا اگر این رشته پاره شود اتفاقات بدی می افتد. این یک مساله است که من در موردش نگرانی دارم و بسیار فکر می‌کنم و مساله دیگر آمریکایی‌ها. همین بخش نفت که شما گفتید. استعداد نفت و گاز سرمایه بسیار عظیمی است. همه حضور غربی‌ها در منطقه برای همین است. به این آسانی چشم از این مساله نمی‌پوشند. هزینه کرده‌اند تا  صدام را از بین ببرند. یک بخش دیگری که من در اخبار متفرقه می‌بینم این است که زیربناهای رفاهی مردم مثل آب، برق، جاده‌ها و اشتغال مولد و امثال اینها در عراق، به موازات طرح‌های پردرآمد پیش نمی‌رود. چرا این طور است؟

باید دعا کرد خداوند ما را از این مشکلی که ۷ سال گرفتار آن بودیم نجات دهد

حجت‌الاسلام والمسلمین مسیح مهاجری یکی از سیاستمداران میانه‌رو نظام بشمار می‌آید. او پس از انقلاب به عنوان عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی مشغول به فعالیت شد و با انتخاب میرحسین موسوی به عنوان وزیر خارجه، به مدیر مسوولی روزنامه جمهوری اسلامی، که آن روز ارگان حزب محسوب می‌شد منصوب شد. او در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر ۱۳۶۰، مجروح شد. مسیح مهاجری از سال ۱۳۶۰ تاکنون مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی است و خاطرات فراوانی از فعالیتش در روزنامه دارد.

آنچه در ذیل می‌آید گزارش نشست وی با جمعی از فعالین فرهنگی سیاسی استان یزد است که در ماهنامه تدبیر آینده منتشر شده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب‌العالمین و الصلوه و السلام علی سیدنا و نبینا حبیب اله العالمین ابی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین الهداه المهتدین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین و علینا و علی عبادالله الصالحین رب اشرح لی صدری یسرلی امری وحلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.

خدای متعال را شکر می‌کنم که توفیق عنایت کرده در خدمت شما عزیزان باشم و بیشتر از سوالاتی که شما می‌کنید یا مطالبی را که مطرح می‌کنید استفاده کنم.

در سوالاتتان اگر چیزی بلد بودم در جواب برای شما می‌گویم. ولی به هر حال مطالبی که از شما می‌شنوم قابل استفاده است برای بنده. آنچه آقایان درباره بنده گفته‌اند درست نیست و یک بنده کوچک خدا بیشتر نیستم و آن چیزی که آقای اولیاء (مبنی بر خاطرات از امام در دوران روزنامه) پیشنهاد کردند به نظرم خوب است به دلیل اینکه بنده ۳۱ سال است که مسئولیت روزنامه را بر عهده دارم. البته روزنامه ۳۳ سال است منتشر می‌شود. ۲ سال آقای مهندس موسوی مسئولیت روزنامه را برعهده داشتند وقتی ایشان وزیر امور خارجه شدند و رفتند به دولت، از آن زمان بنده مسئول روزنامه شدم.

شاید برای شما شنیدنی باشد که این مسئولیت روز هفتم تیر سال ۶۰ به من داده شد. یعنی‌‌ همان روزی که حزب منفجر شد و آقای بهشتی و ۷۲ تن شهید شدند. بنده هم آنجا بودم و در حقیقت رفیق نیمه راه شدم. قبل از نماز مغرب و عشاء جلسه برقرار بود. قبل از نماز جلسه شورای مرکزی حزب بود و من هم عضو شورای مرکزی بودم. در جلسه که بودیم آقای بهشتی گفتند آقای مهندس موسوی قرار است وزیر امور خارجه شوند بنابراین دیگر در روزنامه نخواهند بود و پیشنهاد ما این است که آقای مهاجری مدیرمسئول روزنامه بشوند.

چون روزنامه ارگان حزب بود، رسم بر این بود که رای‌گیری شود. رای‌گیری انجام شد و رای دادند که بنده از فردا مشغول کار شوم. نماز مغرب و عشاء خوانده شد. جلسه ادامه یافت. آقای بهشتی شهید شدند و من هم مجروح شدم و به بیمارستان منتقل شدم. پس از ۲ هفته با حال نقاهت به روزنامه آمدم و مشغول کار شدم. شرایط امروز مطبوعات ایجاب می‌کند که این پیشنهاد «پیشنهاد آقای اولیاء مبنی بر خاطره از امام در رابطه با روزنامه» را پیشنهاد خوبی بدانم. برای اینکه یک مقدار صحبت کنیم و بعد به سوالات و سایر موارد برسیم و جلسه ادامه پیدا کند. من خیلی خاطره از امام در مورد مسائل روزنامه دارم.


خاطره اول از امام

زمانی در‌‌ همان دوران امام شرایط روابط سیاسی ایران و انگلیس بحرانی بود و بعد از مدتی که آن‌ها سفیر و کاردار نداشتند، قرار شد فردی از طرف انگلیس به عنوان سفیر یا کاردار به ایران بیاید. ما خبردار شدیم کسی که قرار است به ایران بیاید، قبلا در ایران بوده و مامور امنیتی سفارت انگلیس بوده و زبان فارسی را خوب بلد است، شیطون است! و تمام جیک و پوک ایران را هم بلد است و در آن شرایط سخت قرار است بیاید و همه کاره سفارت شود. تعجب کردیم از اینکه چرا وزارت خارجه چنین پیشنهادی را پذیرفته است. چون وزارت خارجه حق دارد فردی که پیشنهاد می‌شود را بپذیرد یا رد کند.

در روزنامه جمهوری اسلامی سرمقاله‌ای که خودم نوشته بودم با عنوان پدر شیطان چاپ کردیم. محتوای مقاله این بود که اگر آمریکا شیطان بزرگ است و امام این را فرموده بودند، آمریکایی‌ها بچه‌های انگلیسی‌ها هستند. همین انگلیسی‌ها بودند که به آن طرف دنیا رفتند، سرخ‌پوست‌های آمریکایی را سرکوب کردند و آنجا را تصرف کردند و آمریکا را تاسیس کردند. بنابراین انگلیسی‌ها پدر شیطان هستند. آن وقت ما چطور قبول می‌کنیم آدمی با این ویژگی‌ها مسئول سفارتخانه شود؟ و این به معنای عدم احتیاط وزارت خارجه است و دلیلی بر نا‌پختگی وزارت خارجه است.

در آن زمان آقای ولایتی وزیر خارجه بود و‌‌ همان روز امام طی یک سخنرانی فرمودند عزیزان من ناراحت نباشید من همه مسائل روابط خارجی را زیر نظر دارم. من حدس زدم گوشه‌ای از همین صحبت‌های امام مربوط به ما باشد. چون ما‌‌ همان روز این مقاله را چاپ کرده بودیم و امام هر روز روزنامه جمهوری اسلامی را می‌خواندند و به سرمقاله‌های روزنامه هم توجه داشتند.

گفتم حتما امام می‌خواستند چیزی را به ما بگویند. خیلی هم برایمان مهم بود که امام از کار ما ناراضی باشند یا رضایت داشته باشند و بخواهند چیزی را به ما بگویند. درصدد بودم که تماس بگیرم و نظر ایشان را بپرسیم.

عصر‌‌ همان روز احمدآقا تلفن زد. رسم بر این بود که هر موقع امام کاری با ما داشتند، دستوری داشتند، توصیه‌ای داشتند، نهی داشتند یا از طریق احمدآقا به ما می‌گفتند یا از طریق یکی از افراد دفتر که فرد خاصی بود ولی خیلی از مراحل رابط بین ما و امام، حاج احمدآقا بودند. آن روز ایشان تلفن زدند و کاری داشتند که اصلا آن بحث نبود. به ایشان گفتم چقدر خوب شد شما تلفن زدید! من کاری با امام داشتم. می‌خواستم بپرسم امام امروز چنین صحبتی کردند نکند به ما چیزی دارند می‌گویند.

ایشان گفتند اتفاقا امروز آقای ولایتی در نیویورک مقاله شما را خواند (از طریق فکس وزارت خارجه مقاله برای ایشان ارسال شده بود) و تلفن زد به آقای بشارتی و گفت که شما به امام عرض کنید بالاخره یا ما به عنوان وزارت خارجه کارمان صحیح است یا روزنامه جمهوری اسلامی درست می‌گوید. اگر روزنامه درست می‌گوید به ما بگویید این کار را نکنیم و اگر کار ما صحیح است به روزنامه بگویید این‌ها را ننویسد. تکلیف ما را روشن کنید.

این پیغام را به آقای بشارتی داد و آقای بشارتی هم به حاج احمدآقا تلفن زد و من این مطلب را خدمت امام عرض کردم و امام هم فرمودند به آقای ولایتی بگویید: شما کار خودتان را بکنید، روزنامه هم مطلب خودش را بنویسد! من دیدم حرف عجیب و جالبی است. و چنین جوابی از امام هیچ وقت به ذهنمان نمی‌رسید. حرف جامع و قشنگی بود. یعنی اینکه روزنامه باید حریّت خود را داشته باشد، نقد خود را داشته باشد و کسی نباید جلوی روزنامه را بگیرد. البته در چارچوب ارزش‌ها و موازین. اگر وزارت خارجه هم به این تشخیص رسیده که باید این کار را انجام بدهد، این کار را انجام بدهد و تحمل انتقاد را داشته باشد و پاسخ انتقاد را بدهد.


خاطره دوم از امام

خاطره‌ای دیگر از امام نقل می‌کنم که سعه‌صدر و وسعت دید امام را نشان می‌دهد. قطب‌زاده در قالب حواریون امام با امام از پاریس به ایران آمد ولی بعد‌ها اسناد و مدارکی بدست آمد که او با بعضی سازمان‌های جاسوسی متصل بود. اینجا تدارک یک کودتا را دید، بعد از اینکه وزیر خارجه و رئیس سازمان صدا و سیما شد.

آن کودتا هم خیلی کودتای خطرناکی بود. هدف اصلی در آن کودتا جماران، خانه امام و شخص امام بود. با راهنمایی او سرویس‌های جاسوسی خارجی و همه چیز آماده شده بود تا آنجا را بمباران کنند و در درجه اول امام را از بین ببرند و آن کسی که بنا بود رهبری کشور را برعهده بگیرد گفتند خوب است یک عالم باشد و مرجع تقلید و برای این کار آقای شریعتمداری را در نظر گرفته بودند.

پس از آنکه کودتا کشف می‌شود و قطب‌زاده دستگیر می‌شود و دو سه تا روحانی هم که با او کار می‌کردند دستگیر شدند. بعضی از آن‌ها اعدام می‌شوند و آقای شریعتمداری هم در منزل حبس خانگی می‌شوند و بعد آقای ری‌شهری که وزیر اطلاعات بود با او صحبت می‌کند، آقای شریعتمداری مطالب را بیان می‌کند و آن صحبت‌ها از تلویزیون پخش شد. در پایان مصاحبه، آقای ری شهری از آقای شریعتمداری پرسیده بود شما مطلب خاصی دارید؟ ایشان گفت: یه خواهش از آقای خمینی دارم که به رسانه‌ها و روزنامه‌ها دستور بدهد علیه من چیزی منتشر نکنند. این خواسته ایشان بود. ما طبق نظر خودمان، جوانی خودمان و انتقاد خودمان، (حدود ۳۰ سال پیش) به حرف ایشان اعتنا نکردیم و‌‌ همان شب علیه ایشان مقاله نوشتیم.

مدتی نگذشته بود که احمدآقا تماس گرفت و گفت: امام فرمودند به شما بگویم از این لحظه هیچ چیزی علیه آقای شریعتمداری در روزنامه چاپ نکنید. من گفتم همین الان مطلب را فرستادیم چاپخانه که در حال چاپ است. از امام اجازه بگیرید این یکی چاپ شود و از فردا چشم! گفتند من باید از امام بپرسم. دو سه دقیقه بعد تلفن زنگ زد. حاج احمدآقا مجددا تماس گرفت و گفت از امام پرسیدم و ایشان گفتند خیر! از همین امشب. این مطالب را کنار بگذارید و از این لحظه هیچ چیزی علیه آقای شریعتمداری چاپ نشود.

ما جوان بودیم و نمی‌پسندیدیم این جور گذشت‌ها را نسبت به کسی که علیه انقلاب و شخص امام چنین کاری کرده است. من آن وقت ۳۲-۳۱ ساله بودم ولی واقعا به امام اعتقاد داشتم. با اعتقاد قلبی دستور دادم مطالب را از چاپخانه برگرداندند و مطالب جایگزین شد و منتشر شد.

از این خاطره دوم می‌خواستم سعه‌صدر امام، گذشت امام، مروت امام و جوانمردی امام را بگویم. این را هم بگویم که پیغمبر بی‌علت حضرت علی را جانشین خودشان نکردند. چرا که حضرت مروت داشت، جوانمردی داشت. عایشه جنگ جمل را علیه حضرت علی به راه انداخت با آن همه مصیبت جنگ جمل، با آن فضاحت و با آن گرفتاری‌ها و آدم‌هایی مثل طلحه و زبیر را هم با خودش کشاند به آن جنگ.

حضرت بعد از آنکه پیروز شدند به عایشه احترام کردند. عایشه را سوار شتری کردند و ده زن را هم همراه او کردند تا نامحرم همراه او نباشند ولی به زنان گفتند پارچه‌هایی روی سرشان ببندند تا شبیه مردان شوند و هیچ کس متوجه نشد این‌ها زن هستند تا برسند به مدینه. در وسط راه عایشه گله می‌کند و ناسزا می‌گوید به حضرت امیر که عجب آدمی است که نامحرم همراه من می‌فرستد! من که زن پیغمبر هستم تا مکه با نامحرم باید بروم!

وقتی به مدینه رسیدند در یک جای خلوتی زن‌ها پارچه‌ها را باز کردند و گفتند ببین ما زن هستیم و حضرت امیر آنقدر مروت دارد، جوانمرد است که ما زن‌ها را همراه تو بفرستد نه مرد‌ها را. حال که متوجه شده‌ای استغفار کن! و خیلی مسائل دیگر درباره جوانمردی حضرت وجود دارد.

اگر قرار باشد در مورد همین موضوع صحبت کنیم شاید ۴۰-۳۰ سخنرانی یک ساعته لازم باشد. در خصوص اینکه چرا امیرالمومنین محبوب است و چرا مکتب علی باقی ماند و چرا وقتی ابن ملجم وارد کوفه شد و اطرافیان از موضوع مطلع شدند، آمدند خدمت ایشان و گفتند او آمده شما را بکشد اجازه بدهید دستگیرش کنیم که حضرت موافقت نکردند و گفتند قصاص قبل از جنایت نمی‌کنیم. شنیده بودند قرار است به دست او شهید شوند. آن شب وقتی صبح شد آمدند و به ابن ملجم گفتند بلند شو! و ماموریت خود را انجام بده! حضرت نخواست او را بکشد تا چند صباح دیگری زنده بماند. امام اگر این کار را می‌کرد می‌شد حسنی مبارک! می‌شد صدام! می‌شد قذافی! می‌شد شاه! و می‌شد هر کس دیگری که اگر بو می‌برد که کسی می‌خواهد توطئه‌ای کند پدرش را در می‌آورد!

این اسلام نیست و امیرالمومنین به این دلیل انتخاب شد که اسلام واقعی را پیاده کند و فلسفه غدیر هم همین است. پیام سیاسی غدیر این است مانند امیرالمومنین سعه‌صدر داشته باشیم و در برخورد‌ها منصفانه عمل کنیم و انتقام‌جو نباشیم. آنجا که لازم است برای اسلام شمشیر بزنیم!‌‌ همان طور که امیرالمومنین زد! و جاهایی که لازم است مروت به خرج دهیم و سعه‌صدر داشته باشیم. به خصوص در مورد مسلمان‌ها که خداوند به شیعیان دستور داده است نسبت به مسلمان‌ها و خودی‌ها مروت داشته باشید و نسبت به کفار غلظت به خرج دهید.


خاطره سوم از امام

من زمانی در فاصله بین دو دولت آقای مهندس موسوی می‌خواستم از امام سوالی کنم. کاری داشتم و درصدد بودم تا تماس بگیرم و خدمتشان برسم. در همین ایام بود که تلفن زنگ زد. سید احمد آقا گفتند امام می‌خواهند شما را ببینند. البته فقط من نه، مسئولین روزنامه‌های جمهوری اسلامی، کیهان و اطلاعات، مسئول روزنامه اطلاعات آقای دعایی، آقای خاتمی و شاهچراغی از کیهان و بنده از روزنامه جمهوری اسلامی. بنده به احمدآقا گفتم می‌خواستم در مورد مساله‌ای با امام صحبت کنم که ایشان گفت پس از جلسه با ایشان دیدار کنید. در حیاط منزل امام از آقای خاتمی پرسیدم برای چه امام ما را خواسته‌اند؟ ایشان گفت بنده هم اطلاع ندارم.

خدمت امام رسیدیم. ایشان پس از احوالپرسی گفتند بسم الله الرحمن الرحیم. من برای آقایان زحمت ایجاد کردم که عرض کنم این همه عکس و تیتر من را در روزنامه نیاورید. این همه خدمت در کشور انجام می‌شود آن‌ها را مطرح کنید. طبیبی کار خوبی می‌کند. یک دهقان کار خوبی را در مزرعه‌اش می‌کند آن را در صفحه اول بیاورید و او را تشویق کنید. چرا مرتبا عکس مرا می‌آورید؟! همه گفتیم چشم! هر چه شما بفرمایید. اگر حرف قابل مناقشه‌ای بود، مناقشه می‌کردیم و حرفمان را می‌زدیم. پس از رفتن آقایان بنده سوال خود را طرح کردم.

هفته بعد از رادیو و تلویزیون شنیدم و دیدم که آقای محمد هاشمی رئیس وقت صدا و سیما با مدیرانشان خدمت امام رسیدند و امام صحبت‌هایی کردند که پخش شد. صحبت صراحتی در مورد این قضیه نداشت. به آقای محمد هاشمی زنگ زدم. گفتم امام شما را خواستند یا خودتان رفتید؟ گفتند امام خواستند. گفتم بجز آنچه پخش شد چه گفتند؟ آقای هاشمی پاسخ داد: امام گفتند شما برای چه تا تلویزیون را روشن می‌کنیم اسم و خبر من را می‌خوانید؟ این همه خدمت در کشور انجام می‌شود چرا همیشه نام من را می‌گویید؟ پاسخ دادم اگر ما شما را اول نیاوریم و آخر بگذاریم؛ مردم می‌ریزند و آجرهای این رادیو تلویزیون را در می‌آورند. مگر می‌گذارند!

امام فرمودند: رابطه ما با مردم به پیش از رادیو و تلویزیون برمی‌گردد و وقتی ما انقلاب را شروع کردیم رادیو و تلویزیون دست ما نبود و رابطه ما با مردم رابطه‌ای اعتقادی و قلبی است. این‌گونه نیست که رادیو و تلویزیون وسیله‌ای در دست ما باشد و ما بخواهیم با آن خودمان را مطرح کنیم.

این مطلب خیلی مهمی برای من بود و این خاطره‌ها هیچ وقت از من جدا نمی‌شود. اگر ما یک کاری در روزنامه جمهوری اسلامی کرده باشیم و آن استقلال روزنامه باشد از برکت رهنمودهای امام و تعالیم شهید بهشتی است؛ چون بنده ۱۰ سال خدمت آقای بهشتی بودم و به شیوه‌های مختلف از ایشان مطالب مختلف یاد می‌گرفتم.

اگر شهید بهشتی و مطهری زنده بودند؛ وضع ما چگونه بود؟ و ما الان در چه نقطه‌ای قرار داشتیم؟

این سوال را به دو طریق می‌توان پاسخ داد. یکی مستقیم که بگوییم اگر بودند چه می‌شد یا چه نمی‌شد یکی هم نقطه مقابل آن. من نقطه مقابل آن را ترجیح می‌دهم. من می‌گویم چرا آن‌ها نیستند؟ چرا آن‌ها را از ما گرفتند؟ آن‌هایی که این‌ها را از ما گرفتند فکر همین جا را می‌کردند. این جور فکر می‌کردند. باید کسانی را که سعه‌صدر و تحمل دارند و روش و سیره حضرت علی را می‌دانند نباشند، نباشند تا دچار مشکلاتی بشویم.

اوایل آغاز فعالیت‌های حزب جمهوری، یکی از مهم‌ترین فعالیت‌ها در کشور تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی بود. کسانی را گفتند حزب کاندیدا کند که عضو حزب نبودند و کسانی بودند که برای خودشان حزب جدایی داشتند. از این احزاب ملی بودند. آقای بهشتی گفتند این‌ها باید باشند و حزب جمهوری اسلامی نباید فقط افراد خودش را برای مجلس خبرگان قانون اساسی کاندیدا کند. این شعار ضد آقای بهشتی که منافقین سر دادند و گفتند آقای بهشتی انحصارطلب هست، ظلم بزرگی بود به آقای بهشتی. چون آقای بهشتی درست عکس آنچه درباره‌شان می‌گفتند بودند. ایشان می‌گفتند این‌ها باید باشند. در شورای مرکزی هم تصویب شد که آن افراد باشند. از طرف حزب به آن‌ها گفته شد. ولی آن‌ها قبول نکردند و با قبول نکردنشان تنگ نظری خود را نشان دادند. ولی آقای بهشتی به عنوان دبیرکل حزب و در واقع رهبر حزب این سعه‌صدر را به خرج داد.

در ادامه همین روش زمانی که قرار شد حزب کسی را برای نخست‌وزیری معرفی کند، به همین دلیل که اکثریت نماینده‌ها متعلق به حزب بودند و همه می‌دانستند که اگر حزب جمهوری اسلامی نظر به کسی نداشته باشد، آن شخص رای نمی‌آورد. آنجا صحبت شد که معیار‌ها برای انتخاب نخست‌وزیر چیست. آقای بهشتی گفتند باید اول این معیار‌ها را تثبیت کنیم و اینکه ما چه گرایشی در این زمینه داریم. بعد به سراغ مصداق برویم.

یک راه این است که هر کس دارای ویژگی نخست‌وزیری است و عضو حزب است معرفی شود و راه دوم اینکه لیستی از افرادی که ویژگی برای نخست‌وزیری دارند تهیه کنیم چه در داخل حزب و چه در خارج حزب و هر کس قابلیت بیشتری داشت انتخاب شود و تعصب حزبی در این زمینه نداشته باشیم.

جمع‌بندی بر راه دوم قرار گرفت و برای آن مورد خاص به آقای رجایی رسیدیم. و علیرغم کارشکنی‌های بنی‌صدر به مجلس معرفی شد و در ‌‌نهایت نخست‌وزیر شد. آقای رجایی عضو حزب نبود ولی چون ویژگی بیشتری داشت، حزب او را معرفی کرد.

وقتی آقای بهشتی شهید شد شعار دادند «آمریکا در چه فکریه- ایران پر از بهشتیه». بعد‌ها آقای موسوی اردبیلی که خدا حفظشان کند گفتند: این شعار از روی احساسات بود و واقعی نبود. این جور‌ها هم نیست و ایران پر از بهشتی هم نیست. واقعا هم همین طور بود. آقای بهشتی ویژگی‌ها آرمان‌ها و افکاری داشت و دشمن هم دقیق فهمیده بود و درست سراغ کسانی رفت که نباید باشند. اصلا دشمن چرا این‌ها را از ما گرفت. این کار را کرد تا ما الان خلا داشته باشیم.

تا چه زمانی وضعیت کشور بدین صورت خواهد بود؟

باید دعا کرد خداوند متعال ما را از این مشکلی که ۷ سال گرفتار آن بودیم نجات دهد. این مشکلات اقتصادی حل شود و الا با وجود این دولت و این افراد چیزی حل نمی‌شود.

تنها راهش این است یک جمع عاقل و با فکر با استفاده از تجربیات گذشته، افرادی که این همه تجربه دارند و در دوران جنگ با آن همه تحریم‌ها کشور را اداره کردند و دچار این همه مشکلات نشدیم، آن‌ها هستند که باید بیایند و با استفاده از تجربیات این مشکلات را حل کنند.

در مورد دیدار با آقای سیستانی در مقالاتتان نوشته‌اید که سوالات دیگری هم بود که مطرح کردن آن میسر نشد. آن‌ها چه بودند؟

بحث خرافات بحثی است که آقای سیستانی بر روی آن حساس است و من در این مورد خبر داشتم که چند پیغام برای مراجع قم فرستاده بودند و از آنان خواسته بودند تا تلاش کنند و مقابله کنند با خرافات. الان امام زمان با آن همه ارزشی که دارد این انتظار و اصل وجود مقدس امام زمان تبدیل شده به دکانی برای یکسری سوداگر و یک عده آدم‌های سودجو. همین الان در دادگاه ویژه در تهران، عده‌ای مدعی امام زمانی، یا مدعی ارتباط با امام زمان یا پیغمبری یا حتی خدایی در زندان هستند.

در شهر قم کسی پیدا شد و گفت: من امام سیزدهم هستم و در قم عده‌ای قبول کردند و مرید پیدا کرد و دورش جمع شدند و بعد دستگیر شد. در شهر قم با آن همه مرجع، عالم و فضلا و مرکز حوزه‌های علمیه. این بلای بزرگی است که به جان ما افتاده.

من یک وقتی خدمت آقای فاضل بودم. آقایی از علمای اصفهان خدمت ایشان بودند. گفتند من هفته گذشته در منزل آقای مظاهری بودم. ایشان گفتند خانمی اینجا آمد و گفت و من زن امام زمان هستم! بعد این آقا به آقای مظاهری گفت: شما چکار کردید؟ گفتند هیچ کار! به ایشان گفتم شما بد کاری کردید! باید او را در اتاق حبس می‌کردید بعد ایشان جیغ و داد راه می‌انداخت و می‌گفتید خانم! به شوهرت بگو بیاید نجاتت دهد! در این رابطه باید گفت باید به داد امام زمان برسید! به داد اعتقادات مردم نسبت به امام زمان برسید!

من خدمت آقای صافی بودم. پیغامی برای آقای هاشمی داشتند. پیغام را به آقای هاشمی رساندم و جواب ایشان را به آقای صافی. ایشان مطالبی گفتند. سپس خوابی را نقل کردند و پس از نقل آن گفتند: به آقای هاشمی بگویید وقتی قدرت به دستشان آمد به دین کمک کنند و هم برای امام زمان مقداری کاری کنند! من به ایشان گفتم آقا! شما که برای امام زمان خیلی کار می‌کنید! یک کاری هم بکنید و آن اینکه مقابله کنید با کسانی که دارند از نام امام زمان سوءاستفاده می‌کنند! دارند اعتقادات را از بین می‌برند!

نمی‌دانم شما تازگی‌ها جمکران رفته‌اید یا خیر؟! در حال بزرگتر شدن از قم است! معنویت جمکران به این بود که مسجد کوچکی در بیابانی بود. آن وقتی که ما در زمان طلبگی به آنجا می‌رفتیم، معنویت و لطفی داشت! اگر گرسنه‌مان می‌شد از ده نزدیک آنجا مقداری نان محلی و ماست تهیه می‌کردیم تا رفع گرسنگی شود! می‌دانید که خیلی از ماشین‌ها از شهرهای مختلف می‌آیند می‌روند در آنجا و در آن مسجد حضور پیدا می‌کنند و معلوم نیست سندش چقدر درست باشد. منتسب به امام زمانش می‌کنند و چون بر اساس یک خواب بوده معلوم نیست چقدر درست است.

مردم می‌آیند آنجا و بر می‌گردند و نمی‌روند زیارت دختر امام معصوم! این‌ها را در نظر بگیرید! این‌ها مهم است! همه این وسایل رفاهی را می‌شد در قم فراهم کرد و آنجا هم سادگی‌اش حفظ شود. بروند آنجا معنویت پیدا کنند و سپس بروند قم زیارت دختر امام معصوم.

دو نفر از افراد نزدیک امام راحل یکی مرحوم آقای توسلی و یکی آقای آشیخ حسن صانعی، هر دو به من گفتند ما هیچ وقت ندیدیم امام بروند جمکران و یکی از این اعمالی که آنجا انجام می‌شود را انجام دهند. یعنی این چیزهایی که در مورد جمکران خیلی‌ها درست می‌کنند امام این‌ها را قائل نبود. پس از فروردین ۴۳ که امام آزاد شدند، و دوباره‌‌ همان سال امام را دستگیر کرده و تبعید کردند، یادم هست قم بودیم و مردم به افتخار آزادی امام جشن‌های زیادی گرفتند و خود این کار وسیله‌ای شد برای انقلاب و تبلیغ افکار امام. مردم جمکران جشن گرفتند در همین مسجد جمکران در نزدیکی روستای جمکران. همین مسجد بود و حیاط.

آقایان توسلی و صانعی گفتند: با امام به آنجا رفتیم. مردم خیرمقدم گفتند و شعر‌هایشان را خواندند و شیرینی پخش کردند. امام اصلا بلند نشدند نماز مخصوص جمکران را بخوانند. به ایشان اشاره کردیم نماز مسجد! آقا دستشان را به نشانه مخالفت تکان دادند. دیدیم امام گوش نمی‌دهند، گفتیم امام لااقل دو رکعت نماز تحیت مسجد را بخوانید. فقط نماز تحیت در ‌‌نهایت خواندند و رفتیم!

در دیداری که با آقای سیستانی داشتیم صحبت از آقای بهاءالدینی شد. فرمودند: خیلی از چیزهایی که در مورد ایشان گفته می‌شود درست نیست! وقتی کتاب بنده منتشر شد، داماد آقای بهاءالدینی را دیدم. گفت: شما چیزهایی را از قول آقای سیستانی بیان کرده‌اید چه بوده؟ برایشان گفتم. دامادشان گفت: این‌ها که درسته! آقای بهاءالدینی این چیزهایی که می‌گفتند نبوده. این‌ها بیخود می‌گویند!

من نمی‌خواهم بگویم مسجد جمکران بی‌خود است و نماز نخوانید! من می‌خواهم بگویم این چیزهایی که در مورد جمکران درست کردیم بی‌خود است. یک وقتی یکی از اعضای عضو شورای انقلاب فرهنگی و استاد دانشگاه را دیدم. ایشان گفته بودند این آقای رضازاده رفته بود و وزنه‌برداری کرده بود! و یا ابوالفضل هم گفته بود! شهردار تهران جلسه‌ای گذاشته بود برای اهدای جایزه دادن به او و این آقایان را هم دعوت کرده بود. آن آقای عضو شورای انقلاب فرهنگی هم جزوشان بود و سخنرانی کرد و گفته بود: بارک‌الله! یا ابوالفضل گفتید و همین باعث شد شما موفق شوید! ایشان را دیدم و گفتم آقای دکتر این چه حرفی بود که گفتید؟ حالا اگر یا ابوالفضل را گفت و وزنه را بالا نبرد چه؟ ایشان پاسخ داد راست می‌گویید! فکر اینجایش را نکرده بودم!

خوب! ببینید ما این جوری هستیم. همه اعتقادات یک ملت را به یک یا ابوالفضل گفتن وصل می‌کنیم. چرا؟ دین که این نیست. دین که نقطه قوتش این نیست. مگر ما حرف برای امام زمان کم داریم؟ که می‌آییم این کار‌ها را می‌کنیم؟ امام آمد بدون آنکه این حرف‌ها را بزند، مردم را از قمارخانه‌ها، کازینو‌ها و... بیرون آورد و به جبهه برد. چرا سراغ خرافات و اوهام رفته‌ایم؟ چرا سراغ دروغ رفته‌ایم؟ والا وسایل رفاهی سر جای خود! و از آن طرف سوءاستفاده‌ها هم سر جای خود! این‌ها باید از هم جدا شود.

منبر‌های خیلی از منبری‌های ما به نقل خواب و دروغ و خیال تبدیل شده. آن آقا بالای منبر و جلوی بزرگان کشور با یک حالت بکاء یا تباکی! می‌گوید: آقا خدمت امام زمان رسیدی سلام ما را برسان! هیچ کس هم به آن اعتراض نمی‌کند! مگر خدمت امام زمان رسیدن همین طور مفت است که این طور این حرف‌ها را می‌زنید! چطور شما با همین راحتی می‌گویی امام زمان را می‌بینی؟ همین طور که شما می‌گویی! آن آقا و فلان آقای دیگر هم می‌گوید من هم می‌بینم! این‌ها مسائل مهم فرهنگی کشور ماست که اعتقادات ما را مثل موریانه می‌خورد!

تفاوت مدیریت شما با مدیریت آقای موسوی در روزنامه چیست؟ آیا آقای موسوی باز‌تر عمل نمی‌کرد و سعه‌صدر بیشتری نداشت؟

در مورد اینکه آقای موسوی سعه‌صدر داشتند یا نداشتند، باید بگویم من آقای موسوی را مردی شریف، نجیب، درستکار، متدین و مومن می‌دانم. در انتخابات هم دیدید که ما از ایشان حمایت کردیم. اما هم بنده و هم ایشان و هر کسی در عین حال که نقاط مثبتی داریم نقاط ضعفی هم داریم.

در یک مقطعی ایشان به من گفت: من الان گاهی اوقات نسبت به آن تندروی‌هایی که در آن دو سال مسئولیت در روزنامه مخصوصا سال اول آن کردم پشیمان هستم و نمی‌دانم چطور باید آن را جبران کنم.

البته این تندروی‌ها را خیلی‌ها داشتند؛ اصلا همین که آن اول بحث گفتم جوان بودیم و یک کارهایی می‌کردیم. قطعا الان چه من چه ایشان و چه کسان دیگر وقتی بر می‌گردیم و سوابق خود را نگاه می‌کنیم؛ اگرچه مفتخریم که سعی می‌کردیم برای رضای خدا کار می‌کردیم اما جاهایی هم اعتراف می‌کنیم اشتباه کردیم باید برگردیم و آن اشتباهات را تصحیح کنیم.

اگر الان بنده موضوعی را که آن موقع اتفاق افتاده بود با این فکر الان می‌خواستم با آن برخورد کنم قطعا خیلی پخته‌تر برخورد می‌کردم. کما اینکه الان بنده بار‌ها و بار‌ها مقاله می‌نویسم افراطیون شیعه و سنی، القاعده و سلفی‌ها را محکوم می‌کنیم، در ایران هم کسانی که این‌گونه عمل می‌کنند را محکوم می‌کنیم. این یعنی که ما پخته شده‌ایم و سرد و گرم چشیده‌ایم. یعنی انسان شدنی است و همیشه در یک حالت باقی نمی‌ماند و تغییراتی می‌کند. این شامل بنده می‌شود شامل آقای موسوی هم می‌شود. ولی قضاوت نهایی در مورد اینکه آن موقع روزنامه بهتر بوده یا بعدا این را دیگران باید قضاوت کنند. چرا که من یک طرف قضیه هستم.

رابطه رهبری انقلاب با روزنامه جمهوری اسلامی چگونه است؟

در هنگام تاسیس روزنامه ارگان حزب جمهوری اسلامی بود، وزارت ارشاد در آن زمان می‌گفت صاحب امتیاز، باید یک شخصیت حقیقی باشد نه حقوقی. به همین دلیل باید شخص معینی معرفی می‌شد، آیت‌الله خامنه‌ای در آن زمان عضو موسس، عضو شورای مرکزی و مسئول تبلیغات حزب جمهوری اسلامی بودند و به همین دلیل به عنوان صاحب امتیاز معرفی شدند.

بعد‌ها که حزب متوقف شد و دیگر ارگان حزب نبود و مستقل شد، این عنوان صاحب امتیازی برای ایشان باقی ماند و همان طور هست. ایشان صاحب امتیاز روزنامه هستند و خطی مشی کلی را تعیین می‌کنند، بنده هم به عنوان مدیرمسئول، آن‌ها را اجرا می‌کنم و خط مشی‌های جزئی‌تر توسط اینجانب تعیین می‌شود.

آیا این راننده اتوبوس جانشین رییس جمهور می‌شود؟

به گفته نیکلاس مادورو، معاون رئیس‌جمهور ونزوئلا، گرچه هوگو چاوز با "نیرویی فوق‌العاده" با بیماری خود مقابله می‌کند، اما وضعیت سلامتی رئیس‌جمهور این کشور نگران‌کننده و "وخیم" است.

به گزارش سرویس بین الملل انتخاب به نقل از دویچه وله ؛ مادورو در گفت‌وگو با یک شبکه خبری در کوبا گفت که با چاوز در بستر بیماری دیدار داشته است. هوگو چاوز در اواسط دسامبر ۲۰۱۲ در هاوانا، پایتخت کوبا، برای چهارمین بار مورد عمل جراحی قرار گرفت.

در سال ۲۰۱۱ نیز پزشکان موفق شدند یک غده سرطانی را از بدن چاوز خارج کنند. هنوز روشن نیست که بیماری سرطان چاوز چقدر خطرناک است. نیروهای اپوزیسیون از دولت خواسته‌اند که "حقیقت بیماری رئیس‌جمهور" را فاش کند. در مقابل مقامات رسمی تنها گفته‌اند که وضعیت جسمی چاوز "با‌ثبات" است.

در کاراکاس این شایعه قوت گرفته است که چاوز قادر به انجام وظایف خود به عنوان رئیس‌جمهور ونزوئلا نیست. هوگو چاوز در اکتبر ۲۰۱۲ برای چهارمین بار به عنوان رئیس‌جمهور ونزوئلا انتخاب شد. بر طبق قرار قبلی مراسم تحلیف چاوز در ۱۰ ژانویه امسال خواهد بود.

امسال در کاراکاس جشن رسمی سال نو برگزار نشد و بجای آن مراسم نیایش از سوی طرفداران چاوز برپا شد. نیکلاس مادورو در دوران غیبت چاوز وظیفه هدایت دولت را برعهده دارد.

مادورو، راننده اتوبوس

گفته می‌شود که در صورت برگزاری انتخابات جدید، چاوز به حامیان خود توصیه کرده است که از نیکلاس مادورو پشتیبانی کنند. چاوز پیشتر در یک سخنرانی گفته بود: «سرمایه‌داران نیکلاس مادورو را مسخره می‌کنند، زیرا او یک راننده اتوبوس بوده است.»

مادورو یکی از یاران وفادر چاوز به شمار می‌‌آید و از سال ۱۹۹۲ تا کنون همیشه در کنار چاوز بوده است. در سال ۲۰۰۵ میلادی مادورو ریاست کنگره ملی ونزوئلا را برعهده گرفت و یک سال بعد وزیر امورخارجه این کشور شد.

در چهار دوره ریاست چاوز، وزیران و مدیران مختلفی آمده و رفته‌اند، اما نیکلاس مادورو تنها فرد ثابت تیم چاوز و از اعضای دائمی کابینه وی بوده است.

قضاوت‌ها درباره مادورو متفاوت‌اند، برخی وی را سیاستمداری عمل‌گرا و معتدل می‌دانند که در زمان تصدی وزارت‌خارجه‌ی ونزوئلا موفق شد مناسبات این کشور با کلمبیا را بهبود بخشد.

در مقابل برخی وی را سیاستمداری چپ‌گرا و افراطی ارزیابی می‌کنند که پیشبرنده نظرات ضد‌آمریکایی، چاوز، رائول و فیدل کاسترو است. مادورو در روز سه‌شنبه نیز "کشورهای امپریالستی" را متهم کرد که درباره وضعیت سلامتی چاوز "شایعات دورغ" منتشر می‌کنند.

یکی از رقیبان اصلی مادورو، دیوسدادو کابلو، رئیس کنگره ملی ونزوئلا است. گفته می‌شود که در حال حاضر نیز رقابتی میان این دو به عنوان جانشین احتمالی هوگو چاوز در جریان است. بخش بزرگی از نیروهای سیاسی چپ از مادورو حمایت می‌کند، اما کابلو نیز از پشتیبانی نیروهای نظامی برخوردار است.

ونزوئلا با مشکلات متعددی همچون میزان بالای جنایت و بزهکاری، ناتوانی اقتصادی بطور کلی و محدودیت کارخانه‌های صنعتی به استثنای بخش نفت بطور مشخص و سرانجام تورم فزاینده مواجه است.

كارگروه کاهش آلودگی هوای تهران جلسه اضطراری تشکیل می‌دهد

علی‌محمد شاعری در گفت‌وگو با خبرنگار جامعه فارس اظهار داشت: با توجه به ادامه وارونگی هوا تا روز یکشنبه و افزایش آلاینده‌ها جلسه کارگروه آلودگی هوا برگزار می‌شود.

وی گفت: در این جلسه همه مسئولان از جمله معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، استاندار تهران، فرمانده نیروی انتظامی کشور، نمایندگانی از وزارت بهداشت، رئیس سازمان هواشناسی کشور و ... حضور دارند.

معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست در پاسخ به این سوال که آیا احتمال تعطیلی روزهای شنبه و یکشنبه وجود دارد یا خیر؟ افزود: با توجه به افزایش آلودگی احتمال تعطیلی وجود دارد و این جلسه هم به همین منظور برگزار می‌شود.

اخبار تکمیلی از جلسه کارگروه آلودگی هوای تهران متعاقباً منتشر می‌شود.

خبر کوثری از اقدامات دولت برای انتخابات92

اسماعیل کوثری نماینده مردم تهران و عضو فراکسیون اصولگرایان در گفت وگو با خبرآنلاین در خصوص انتخابات سال 92 و چگونگی ورود اصولگرایان به آن، اظهار داشت: در مرحله کنونی به طور مشخص نمی توان در این باره اظهار نظر کرد و باید کمی بیشتر صبر کرد. چون همه کسانی که مدعی پست ریاست جمهوری هستند، به طور مشخص اعلام موضع نکرده اند. لذا کمی باید تامل کرد تا همه مدعیان وارد میدان شوند و بعد بر این اساس، بتوان تحلیل کرد.

 وی در پاسخ به اینکه آیا اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری هم به مکانیزمی شبیه انتخابات مجلس خواهند رسید یا اینکه باید منتظر مدلی جدید بود؟، تصریح کرد: رقابت در انتخابات آتی، بیشتر بین جریان های اصولگرایی، اصلاح طلبان و جریان دولت (جریان انحرافی) است که برای انتخابات سال بعد برنامه دارند.

 کوثری که معتقد است دولت در انتخابات سال آینده کاندیدا معرفی می کند، خاطر نشان کرد: شاید به اسم دولت مطرح نشوند، اما از مجموعه کسانی که در دولت هستند، احتمالش زیاد است که چهره ای وارد انتخابات شود.

این نماینده تهران که می گوید نشانه های ورود دولت به انتخابات را می بیند، در پاسخ به اینکه کاندیدای احتمالی دولت توان جذب آرای مردم را دارد؟، اظهار داشت: چیزی که ما  به آن رسیدیم، این است که دولت برای انتخابات سال آینده برنامه دارد.

او مشایی را یکی از گزینه های دولت برای انتخابات سال آینده می داند ولی در عین حال می گوید: چهره های دیگری هم هستند که ممکن است وارد انتخابات شوند.

ائتلاف 2+1 و پایداری آن دیگر موضوعی است که کوثری درباره آن معتقد است: «این ائتلاف گسترده تر خواهد شد. چون علاوه بر این سه نفر به عنوان چهره های اصولگرا، حتما افراد دیگری هم هستند که از تفکر اصولگرایی کاندیدا خواهند شد و در مرحله بعد باید دید این ائتلاف 2+1 چند نفر خواهد شد.»

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در پاسخ به اینکه فکر می کنید از میان اصولگرایان چهره های جدی که وارد انتخابات می شوند چند نفر هستند، گفت: باید در این زمینه تامل کرد. ما به صورت پراکنده برخی اخبار را می شنویم، ولی اینکه بتوانیم به صورت قطع و یقین درباره حضور آنها صحبت کنیم، موضوعی است که باید در مورد آن تامل کرد. چون تعداد کسانی که در صف انتظار کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری هستند، بیش از کسانی است که خود را مطرح کردند.

مهدوی کیا:رکورددار جریمه در آلمان هستم!

به گزارش مشرق به نقل از باشگاه خبرنگاران، مهدوی کیا در این برنامه تلویزیونی گفت: رکورد دار بیشترین مبلغ جریمه رانندگی در کشور آلمان هستم؛ زمانی که عضو تیم آینتراخت فرانکفورت بودم یک روز قصد داشتم در تمرین تیم حضور پیدا کنم که متاسفانه کمی دیر کرده بودم و باید سریعتر خودم را به تمرینات می رساندم.

در یکی از خیابانهای فرانکفورت که در آن حداکثر سرعت مجاز 50 کیلومتر در ساعت بود با سرعت 75 یا 80 کیلومتر در ساعت رانندگی می کردم. در آلمان به غیر از دوربین های ثابتی که در خیابان ها وجود دارد دوربین هایی به صورت غیر محسوس تخلف رانندگان را ثبت می کند، پس از طی مسافتی در مقابل یکی از پمپ بنزین های شهر فرانکفورت ماموری خودروی مرا متوقف کرد و با این که مرا شناخت که بازیکن تیم فرانکفورت هستم ضمن اعمال جریمه سه نمره منفی نیز برای من ثبت کردند.
 
بازیکن پیشین تیم های بوخوم، هامبورگ و آینتراخت فرانکفورت آلمان در ادامه گفت: یک هفته پس از این موضوع بار دیگر در یکی از اتوبان های آلمان دوربین های پلیس تخلفی را ثبت کردند اما این بار یکی از دوستان من در آلمان برگه تخلف را به جای من پر کرده بود و پس از مدتی نامه ای از طرف پلیس آلمان به منزل من آمده بود که در آن مرا 50 هزار یورو جریمه کرده بودند.

وی خاطرنشان کرد: پس از این بود که با دوستم تماس گرفتم و وی گفت برگه پلیس را به جای من پر کرده است. در ساعت 6 صبح ماموران پلیس به منزل ما در طبقه چهارم یکی از آپارتمان های فرانکفورت آمدند تا با توجه به شکایتی که کرده بودم دستخط مرا با دستخطی که برگه را پر کرده بود تطبیق دهند؛ آنها می خواستند مرا 50 روز کاری که معادل 75 هزار یورو می شد جریمه کنند اما از طریق وکیل این موضوع را پیگیری کردم و توانستم از خطر یکی از سنگین ترین جریمه های آلمان رها شوم.

مهدوی کیا در خصوص آمار کشته های رانندگی در ایران گفت: چرا ما از اتفاقات درس نمی گیریم؟ آمار کشته شدگان ما در تصادفات رانندگی در دنیا یکی از بالاترین آمار ها در جهان است. ما باید فرهنگ رانندگی مان را عوض کنیم؛ بسیاری از کسانی که در داخل کشور بد رانندگی می کنند در خارج از کشور بسیار خوب و در چارچوب قانون رفتار می کنند.

وی تصریح کرد: واقعا باعث تاسف است وقتی می بینیم یک موتورسوار در تصادفی ساده فقط به خاطر نداشتن کلاه ایمنی کشته می شود، کسانی که موتورسواری می کنند باید بدانند چشمهای نگران بسیاری پشت آنهاست و پدر، مادر، همسر و فرزندان آنها چشم انتظارشان هستند.
 
بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال کشورمان در ادامه صحبتهای خود گفت: تبلیغات و آموزش خیلی مهم است و می تواند به بهبود رانندگی ما کمک کند. در آلمان از دوران کودکی و در مهدهای کودک به کودکان قوانین را آموزش می دهند. باید فرهنگ رانندگی ما عوض شود وبه حقوق دیگران نیز احترام بگذاریم؛ خیابان ها و خودروها باید استاندارد شوند و به بستن کمربند ایمنی نیز خیلی توجه شود.

کاپیتان تیم پرسپولیس یادآور شد: آمار کشته شدگان سوانح رانندگی ما که 20 هزار نفر در سال است واقعا فاجعه است و تنها آرزو می کنم این آمار در سال آینده به صفر برسد، رانندگان باید بدانند که جان 4 ، 5 نفر در دست آنان است و در رعایت قوانین باید دقت کامل داشته باشند و آرزو می کنم که دیگر شاهد حوادث تلخ در حین رانندگی نباشیم.

مهدوی کیا در پایان صحبتهای خود گفت: دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

ثروتمندترین افراد جهان در سال 2012 معرفی شدند

نتایج تازه‌ترین گزارش بلومبرگ نشان می‌دهد که ثروتمندترین مردم جهان در سال 2012 از همیشه ثروتمندتر شدند.

به گزارش ایسنا، شاخص میلیاردرهای بلومبرگ حاکی از آن است که مجموع ارزش دارای ثروتمندان جهان در سال 2012 بیش از 241 میلیارد دلار نسبت به سال 2011 افزایش یافت. شاخص میلیاردرهای بلومبرگ شاخصی است که به صورت روزانه مجموع دارایی 100 فرد ثروتمند جهان را رصد می‌کند.

مجموع دارایی 100 فرد ثروتمند جهان در سال 2012 میلادی براساس شاخص بلومبرگ به 1.9 تریلیون دلار رسید. در این بین حوزه‌های خرده‌فروشی و مخابرات سهمی قابل توجه در افزایش دارایی ثروتمندان جهان در سال گذشته میلادی داشتند. از 100 ثروتمند جهان در سال قبل تنها 16 نفر در طول سال با ضرر و زیان مواجه شدند.

جان کاستیماتیدیس، مالک گروه اپل رد در این باره می‌گوید: سال 2012 سالی بسیار خوب برای میلیاردرهای جهان بود. در سال 2013 نیز میلیاردها به سرمایه‌گذاری‌های خود در گوشه و کنار دنیا و نه لزوما آمریکا ادامه می‌دهند تا بتوانند بر دارایی‌های خود بیفزایند.

طبق شاخص میلیاردرهای بلومبرگ آمانسیو ارتگا 76 ساله که در حوزه خرده‌فروشی فعالیت می‌کند، در سال 2012 در بین میلیاردهای جهان بیشتر رشد دارایی را تجربه کرد. به طوری که ثروت او از 22.2 به 57.5 میلیارد دلار رسید.

همچنین کارلوس اسلیم، غول مخابرات مکزیک در سال 2012 میلادی بار دیگر عنوان ثروتمندترین فرد جهان را از آن خود کرد. مجموع ثروت خالص اسلیم 72 ساله در سال قبل 21.6 درصد افزایش یافت. او همچنین بعد از ارتگا از نظر رشد دارایی در رده دوم جای گرفت.

بیل گیتس، بنیان‌گذار 57 ساله شرکت آمریکایی مایکروسافت نیز در بین ثروتمندترین افراد جهان در سال 2012 جایگاه دوم را به خود اختصاص داد. ثروت او نیز در سال قبل 7 میلیارد دلار بیشتر شد. وارن بافت 82 ساله هم در سال قبل جایگاه خود را به عنوان سومین فرد ثروتمند جهان به ارتگا واگذار کرد.

ورشکستگی بیمارستان‌های دولتی

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با بحرانی خواندن وضعیت کنونی بیمارستان‌های دولتی، گفت:‌ دولت باید نگرش خود را نسبت به حوزه سلامت به‌ویژه بیمارستان‌های دولتی تغییر دهد در غیر این‌صورت در آینده‌ای نزدیک شاهد تعطیلی این‌گونه مراکز هستیم.

نعمت‌الله منوچهری در گفت‌ وگو با خانه ملت، با انتقاد از وضعیت کنونی بیمارستان‌های دولتی، افزود: متأسفانه به‌علت کمبود اعتبارات، این بیمارستان‌ها با مشکلات بسیاری روبه‌رو هستند، که این موضوع در وهله اول به بیماران و مردم ضربه می‌زند.

نماینده مردم پاوه، جوانمرد، ثلاث‌باباجانی و رودسر در مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه یکی از عوامل بروز مشکل در بیمارستان‌های دولتی، غیرواقعی بودن تعرفه‌های بیمارستانی است، گفت: متأسفانه هیأت دولت با وجود اصرار وزیر پیشین بهداشت، درمان وآموزش‌پزشکی، میزان تعرفه بیمارستانی را بسیار کم و غیرواقعی اعلام کرده است، که این موضوعات به طور حتم بر افزایش مشکلات بیمارستان‌ها به‌ویژه بیمارستان‌های دولتی تأثیر می‌گذارد.

وی با انتقاد از سازمان‌های بیمه‌گر به‌علت پرداخت نکردن بدهی‌ها بیمارستان‌ها، افزود:‌ به طور حتم باید ساختار بیمه‌ها را برای تسریع در پرداخت بدهی تغییر داد.

این نماینده مردم در مجلس نهم، با اعلام اینکه متأسفانه وضعیت کنونی بیمارستان‌های دولتی به سمت سراشیبی است، تصریح کرد:‌ دولت باید نگرش خود را نسبت به حوزه سلامت به‌ویژه بیمارستان‌های دولتی تغییر دهد، تا در آینده شاهد تعطیلی این‌گونه مراکز نباشیم.

منوچهری با بیان اینکه هم‌اکنون بیمارستان‌ها حدود پنج ماه است که طلب خود را از سازمان‌های بیمه‌گر دریافت نکرده‌اند، گفت: به طور حتم بدقولی‌های سازمان‌های بیمه‌گر در پرداخت بدهی‌ها، موجب بروز مشکلاتی در بیمارستان‌ها می‌شود، از طرف دیگر تمام بیمارستان‌ها باید به سمت هیأت امنایی شدن گام بردارند.

وی با یاد‌آوری مشکلات اخیر بیمارستان‌ها در تهیه تجهیزات پزشکی و داروهای موردنیاز، تصریح کرد:‌ متأسفانه افزایش قیمت دلار موجب افزایش بی‌رویه قیمت این محصولات شده است.

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه هم‌اکنون درآمد بیمارستان‌ها با هزینه‌های این مراکز درمانی تطابق ندارد، یادآور شد: متأسفانه درآمد حاصله این مراکز کفاف هزینه‌های آنان را نمی‌دهد، بر این اساس شاهدیم که مراکزی همچون بیمارستان‌ها در حال ورشکستگی هستند
.

علی دایی در مراسم انتخاب بهترین های جهان شرکت می کند

کاپیتان و مهاجم پیشین تیم ملی فوتبال ایران برای حضور در انتخاب بهترین های فوتبال جهان روز دوشنبه راهی سوئیس خواهد شد.
به گزارش مهر، علی دایی سرمربی فعلی تیم فوتبال راه آهن که عنوان بهترین گلزن تاریخ فوتبال جهان را در کارنامه اش دارد، روز دوشنبه هفته پیش رو برای حضور در مراسم انتخاب بهترین های فوتبال جهان راهی مقرر فدراسیون بین المللی فوتبال در سوییس خواهد شد.
مهاجم و کاپیتان پیشین تیم ملی فوتبال ایران روز چهارشنبه و پس از برگزاری این مراسم به تهران بازخواهد گشت تا تمرینات تیم راه آهن را زیر نظر بگیرد. علی دایی عضو کمیته جوانان فدراسیون بین المللی فوتبال - فیفا - است.

تغییر رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران تایید شد

رئیس اتحادیه طلا و جواهر استان تهران، خبر برگزاری انتخابات داخلی و انتخاب رئیس جدید این اتحادیه را تایید کرد.
سیدقوام الدین امین در گفتگو با مهر از برگزاری انتخابات داخلی در هیئت مدیره اتحادیه طلا و جواهر استان تهران و انتخاب خود به عنوان رئیس جدید این اتحادیه خبر داد و گفت: با برگزاری انتخابات اخیر اتحادیه در دوشنبه هفته جاری، تغییراتی در ترکیب هیئت مدیره اتحادیه، ایجاد شد.
رئیس اتحادیه طلا و جواهر استان تهران، اظهار داشت: احمد وفادار، رئیس سابق اتحادیه در ترکیب جدید هیئت مدیره به عنوان نفر هفتم و سمت بازرس دوم انتخاب شد.
عصر امروز خبرگزاری مهر، از برکناری رئیس اتحادیه طلا و جواهر خبر داده بود که طی آن یک مقام مطلع به مهر، گفت: هیئت مدیره اتحادیه استان تهران به دلیل اخبار روزهای گذشته و متضرر شدن بسیاری از فروشندگان طلا، تصمیم گرفت سید قوام الدین امین را به جای احمد وفادار به عنوان رئیس جدید اتحادیه صنف طلا، جواهر، نقره، سکه و صراف تهران معرفی کند.
وی افزود: همچنین قرار شد که احمد وفادار، رئیس سابق اتحادیه طلا و جواهر استان تهران به عنوان بازرس دوم در هیئت مدیره این اتحادیه فعالیت کند.

استاندار تهران: آلودگی هوا کاهش یافت/ شنبه و یکشنبه تعطیل نمی شوند

استاندار تهران گفت: با توجه به شرایط جوی موجود و تعطیلات آخر هفته ، آلودگی هوای تهران در حال کاهش است.
ˈمرتض تمدنˈ روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا بیان کرد: از روز گذشته به واسطه جریان هوایی که در ارتفاع 50 کیلومتری تهران در حال حرکت است آلودگی هوا روند کاهشی به خود گرفته است.
وی افزود: تعطیلی های امروز و فردا تردد خودروها در تهران را کمتر کرده که به طبع آن میزان آلاینده ها نیز کاهش پیدا خواهد کرد.
استاندار تهران اعلام کرد: بر اساس پیش بینی های صورت گرفته از روز یکشنبه ( 17 دی ماه) با ورود سامانه هوای ناپایدار، آسمان تهران برای سه روز بارندگی خواهد داشت.
وی ادامه داد: با توجه به شرایط موجود بحث تعطیلی تهران در ابتدای هفته آینده تقریبا منتفی است.
تمدن اظهار کرد: برای کاهش میزان آلاینده ها طرح زوج و فرد خودرو ها را از مقابل خانه ها اعمال خواهیم کرد و صنایع آلاینده در اطراف تهران را نیز تعطیل می کنیم.
وی گفت: با این حال فردا عصر در یک جلسه آخرین وضعیت آلودگی هوای تهران را بررسی خواهیم کرد تا تصمیمات لازم اتخاذ شود.
وی یادآور شد: طبق پیش بینی ها تا پایان بهمن ماه شاهد بروز پدیده آلودگی در هوای تهران خواهیم بود.